صوت/ روایتگری فکه

فكه‌ مثل‌ هيچ‌ جا نيست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائيه‌، نه‌...
فكه‌ فقط‌ فكه‌ است‌! با قتلگاه‌ و كانال هايش‌، با تپه‌ ماهور و دشت هايش‌.
فكه‌ قربانگه‌ اسماعيل‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خداي‌ مكه‌.
فكه‌ را سينه‌اي‌ است‌ به‌ وسعت‌ ميدان هاي‌ مين‌ِ گسترده‌ بر خاك‌.
فكه‌ را دلي‌ است‌ به‌ پهناي‌ سيم هاي‌ خاردار خفته‌ در دشت‌.
فكه‌ را باغ هايي‌ است‌ به‌ سر سبزي‌ جنگل‌ امقر.
فكه‌ ، روحي‌ دارد به‌ لطافت‌ ابرهاي‌ گريان‌ در شب‌ والفجريك‌.
فكه‌ ، چشماني‌ دارد به‌ بصيرت‌ ديده‌بان‌ خفته‌ در خون‌، بر ارتفاع‌ صد و دوازده‌.
فكه‌ ، خفته‌ بر زير گام هايي‌ است‌ كه‌ رفتند و باز نيامدند...

جهت دریافت، با صلوات کلیک نمایید.

اینم مزار دایی شهیدم

پوتین هایت را پوشیدی

لباس رزم به تن کردی

و سربندت را بستی

«یا علی» گفتی و راهی شدی به دیار عاشقان

دیاری که امروز هم، عطر خاک و تــُــربتش، بوی کربلا می دهد

خاکی که با خونت، ســــیرابش کردی

آنقدر ســـــیرابش کردی که دشمن جرات چپ نگاه کردن بدان را ندارد

پشت خاکریزها ، هنوز صدای «الله اکبرت» به گوش میرسد

نوای «یا زهـــــرایت» گوش استکبار را کـــَـــر میکند

تو زنده ای، تو همیشه زنده ای

این منم که گاه و بیگاه به خواب غفلت میروم

این هفته ام را بیشتر با نام و یاد تو رنگین و عاشقانه خواهم کرد

چرا که روحم با یادت شاد میشود