موضع شهادت در راه خداوند، موضع شکرگزاری

عامل دوم که از عامل اوّل مهمتر است، نیروی ایمان و شجاعت ناشی از قوّت ایمان رزمندگان و مردم و جوانان بود؛ یعنی عشق ایمانی - نه عشق حیوانی، نه عشق مادّی، نه عشق به چیزهای خُرد و حقیر - عشق به ارزشها؛ عشق به آرمانهای الهی و اسلامی؛ همان چیزی که کشته شدن در راه خدا را برای کسی که چنین عشقی را دارد، شیرین می‌کند؛ نه این‌که آسان می‌کند، شیرین می‌کند. پیامبر اکرم به امیرالمؤمنین فرمود: «یا علی! آن روزی که به تو ضربتی می‌زنند و این ضربت، به شهادتت منتهی خواهد شد، صبر تو چگونه خواهد بود؟» امیرالمؤمنین عرض کرد: «یا رسول‌اللَّه! این موضعِ صبر نیست؛ این موضعِ شُکر است.»(۱) کسی که در راه خدا به شهادت می‌رسد، بزرگترین شاکر خدا برای این حادثه، خود اوست؛

ادامه نوشته

برو عزیزم…

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و عملیات خیبر شهید شد!
پدر گفت:
حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!

ادامه نوشته

تذکرات تاکتیکی شهید مهدی باکری برای تمام قرون

سخنان شهید مهدی باکری در زمانی که خط مقدم در جبهه‌های جنگ با دشمن بعثی بود چنان تکامل یافته و تأمل برانگیز بود که بتوان از آن برای تمام خطوط مقدم در همه زمان‌ها و همه جبهه‌ها اعم از جنگ سخت و جنگ نرم به صورتی مفید و کاربردی استفاده کرد. شهدای ایران: مهدی باکری در سال 1333 در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مکانیک مشغول تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یکی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید را نیز به همراه خود به این شهر آورد. مهدی باکری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) - در حالی که در تهران افسر وظیفه بود - از پادگان فرار و به صورت مخفیانه زندگی کرد و فعالیت‌های گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی نیز انجام داد.

ادامه نوشته

شهید مدافع حرم مهدی کوچک‌زاده؛

روایت جان‌فشانی‌های شهیدی از جنس کوچک‌‌خان  شهید مهدی کوچک‌زاده در اعزام‌های خود به سوریه کوله‌پشتی کوچکی با خود می‌برد که نیمی از فضای آن را کتاب‌هایش پر می‌کرد؛ وی همواره به دوستان خود تأکید می‌کرد که سنگر فرهنگی کشور و شهر را خالی نگذارید.  تا شهدا؛ مردم شهر باران، رشت در روزهای انقلاب خود را درخشان نشان دادند و با حضور مردانی چون میرزا کوچک‌خان جنگلی نام خود را بر سردر تاریخ پر افتخار کشور کوبیده‌اند، این مردان با غیرت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در روزهای سخت دفاع مقدس، سنگر را خالی نکردند و حضور گرم‌شان، گرمابخش قلب مردم کشور بود، این مردان خدایی هنوز هم غیرتشان را به همه مستکبران جهان نشان می‌دهند و سنگر دفاع از کشور، انقلاب و دین را با تمام توان فعال نگه داشته‌اند، امروز در دفاع حرم اهل بیت(ع) غیرت نوادگان میرزا کوچک‌خان مثال‌زدنی است.

ادامه نوشته

امام خميني (ره) و معجزه انقلاب اسلامي

در تبيين و و تفسير حقيقت انقلاب امام خميني(ره) بايد گفت: با وقوع انقلاب اسلامي‌در ايران دنيا شاهد رخداد يك معجزهعظيم الهي بود‌،  و اين واقعيتي است كه بارها پير و مرادمان بر آن تأكيد نمودند: «يك تحول روحي درجامعه پيدا شد كه من غير از آن كه بگويم يك معجزه بود يك اراده الهي بود،نمي‌توانم  اسم ديگري رويش بگذارم. » و باز مي‌فرمايد: «در اين جا حساب الهي است‌،   اين جا دست خداست‌،  اشخاص نمي‌توانند يك همچو قدتري ايجاد كنند.. . اين اراده الهي است كه تمام حساب‌‌‌‌‌هاي حساب‌گران‌مادي را باطل كرد.» بسياري از شخصيت‌‌‌‌‌هاي غير مسلمان نيز با تأكيد عدم گنجايش جريان انقلاب اسلامي‌در چهار چوب محاسبات مادي بر اعجاز انقلاب اسلامي‌صحه مي‌گذارند. «رابرت كالستون »دانشمندان كانادايي دراينباره مي‌گويد: «از نظر من كه يك غربي و فرد غير مسلمان هستم اين معجزه است كه يك انقلاب مكتبي والهي بتواند در جهان امروز اين طور تحقق پيدا كرده ودرجهت استقرار عدالت به پيش برود‌،  اين انقلاب بدون شك از جانب خداوند حمايت مي‌شود.. ..»

ادامه نوشته

به خرمشهر خوش آمدید «جئنا لنبقی»

رهروان ولایت ـپیامبر خدا (صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم): «مَن جُرِحَ فی سَبیلِ اللّه جاءَ یَومَ القِیامَةِ رِیحُهُ کَرِیحِ المِسکِ ولَونُهُ لَونُ الزَّعفَرانِ، علَیهِ طابَعُ الشُّهَداءِ، ومَن سَألَ اللّه‏ الشهادَةَ مُخلِصا أعطاهُ اللّه‏ أجرَ شَهیدٍ وإن ماتَ على فِراشِهِ؛ هرکـه در راه خـدا مـجروح شـود، در روز قیامت در حالى مى‌‏آید که بویش همچون بوى مشک باشد و رنگش مانند رنگ زعفران و نشان شهیدان بر اوست و هرکه از روى اخلاص شهادت را از خداوند بخواهد، خداوند اجر شهید به وى دهد هر چند در بسترش بمیرد.»[1]کم کم بوی خوش معرفت و دلدادگی می‌آید. زائران در حال رفتن به مناطق جنگی هستند و مثل هرساله کاروان‌های نور به سور مناطق پر از نور راهی می‌شوند.

ادامه نوشته

غلام‌رضا

غلام‌رضاچند سال از ازدواجشان می‌گذشت، ولی هر کاری کردند بچه‌شان نمی‌شد. تمام دکترهای هندی و پاکستانی آبادان را که می‌گفتند بهترین‌ها هستند، دیده بودند. آخر سر هم به خاطر زخم زبان در و همسایه خانه‌شان را در لِین یک فروختند و به شیراز رفتند. آن‌جا، نگهبان خانه‌ی قدیمی که الان انبار ملامین بود، شدند. یک دکان کوچک عرقیات هم با پول خانه راه انداختند. این‌طوری اجاره خانه نمی‌دادند و تمام سرمایه‌شان را به کار می‌انداختند. چهارشنبه‌ها دکان تا ظهر بسته بود. می‌رفتند شاه‌چراغ. هیچ‌چیز نمی‌خواستند جز یک فرزند.چند وقتی بود حال خانم خوب نبود. یک روز وهم برش داشت. فکر کرد صدای قلب بچه را می‌شنود. با عبداله رفتند مریض‌خانه. کارشان که تمام شد، خانم نای راه رفتن نداشت. دکتر گفته بود: به خاطر آب آلوده حالش بد است و خبری هم از صدای قلب نیست. کنار در نشست. گریه‌اش با فریاد قاطی شد.

ادامه نوشته

دفاع مقدس احساس خودباوری ملی + فایل صوتی

دفاع مقدس احساس خودباوری ملیجنگ، یکی از محیط‌ترین حوادث برای یک ملت است. ما همگی این را با وجود خودمان، با گوشت و پوست و احساس و ادراک خودمان مشاهده کردیم. این نیست که فقط در تاریخ چیزی خوانده، یا به آمارها مراجعه کرده باشیم. لیکن نکته مهم این است که ملت‌ها می‌توانند این حادثه پُرخسارت را به یک فرصت و به یک سرمایه تبدیل کنند. می‌دانید؛ خسارت جنگ هم فقط این نیست که عزیزان ملت به کام مرگ کشانده می‌شوند یا ویرانیهایی به بار می‌آید و سرمایه‌هایی بر باد می‌رود. اگر در جنگی عزم ملی و خردمندی سردمداران کشور به کمک کشور نیاید، آن سرافکندگی و ذلّت و هزیمت معنوی‌ای که بر دوش آن ملت سنگینی خواهد کرد، شاید از همه این خسارت‌ها بالاتر است.امروز بیش از صدوپنجاه سال و نزدیک به دویست سال از قرارداد ننگین ترکمانچای می‌گذرد.

ادامه نوشته

خلاصه زندگینامه شهید نادر مهدوی

شهید نادر مهدوی” ( حسین بسریا) در 14/3/1342 ه- ش در خانوده‎ای مستضعف امّا متدیّن و پرهـیزکار در روستای نوکار “، از توابع دهستان بحیری” در شهرستان دشتی” واقع در استان بوشهر” دیده به جهان گشود. او ششمین فرزند خانواده بود.در سال دوم دبستان بود که به مکتب رفت و قرآنِ کریم، این کتاب هدایتگر الهی را به مدد علاقه وافر و هوشِ سرشارِ خود، در عرض مدتِ تنها بیست و پنج روز نزد آقای علی فقیه خــتم نمود. در همین سال بود که خانواده وی از روستای نوکار، به روستای بحیری مهاجرت کردند و در آنجا ساکن شدند.شهید مهدوی، با ذکاوت و تیزبینیِ توأم با حقیقت‎طلبی، ضمنِ اهتمام به تحصیل، تمامی رخدادهای نهضتِ انقلابی و فـراگـیر آحاد ملت را تیزبینانه و کنجکاوانه جویا می‎شد و درباره آنها به کنکاشِ دقیق می‎پرداخت. مشکلاتِ اقتصادی، دوریِ راه از منزل تا مدرسه و به خصوص پرداختن به فعالیت‌های پیگیر و گسترده انقلابی، سبب شد تا شهید، در پایه دوم راهنمایی به‎ناچار، ترکِ تحصیل نماید.پس از ترک تحصیل، به جهت سامان‎بخشی به وضع معیشتی خود و کمک به والدینش، در مغازه ای که از ملکِ پدر و تنها بردارش فراهم ساخته بود، مشغول به کار شد و در کنار کار ، فعالیت‌های انقلابی خود را نیز کماکان با بصیرت و علاقمندیِ فراوان، دنبال کرد.

ادامه نوشته

دل نوشته ای برای دایی شهیدم ؛ شهید نادعلی چالی نژاد

سلام بر تو دايي عزيزتر ازجانم

سلام بر تو که جان گرامي ات را در راه خدا و عشق به دين و وطن ، بي درنگ فدا نمودي .

درود بر تو که دل از همه رنگهاي دنيايي بگسستي و سوار بر اسب راهوار هدايت در جاده ي نور به سوي معبود شتافتي بدون آنکه لحظه اي ترديد به دل راه دهي .

ستاره اي شدي در آسمان و درخشيدي ، و راهنمائي براي شبگردان گم کرده راه ...

با خون پاکت ، زيبائي ها آفريدي و نقش عشق و معرفت را با سيطره بر هستي ، در صفحه روزگار ترسيم کردي ...و شيطان با همه مکر و حيله و نفوذش در برابر تو زانو زد ...نميدانم چطور و ازکجاشروع کنم.اماهمين راميدانم که دل تنگي ات آن قدر آزارم مي دهد که نميدانم شکايت دل تنگي هايم را به که ببرم ميدانم که هنوز در راه خدا به جهاد خود ادامه مي دهيد و ميدانم که شما زنده ايد و اين ما هستيم که مرده ايم و در دنياي ماديات غرق شده ايم ...هنوز تصوير شماست که بر لوح دلها حک شده و مايه دلگرمي ، اميد و نيروي جهادگران خدا جو ، عاشقان ولايت ، عدالت پيشگان راه هدايت ، و خدمتگزاران اين ملت مي باشد. برای مشاهده ادامه مطلب کلیک نمائید

ادامه نوشته